حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
483
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
سرزمين لردن در محلى نزديك طبريه نيروى وى را بشكست و از آن پس در مقابلهاى كه نزديك دمشق بود فيروزى كافور قطعى شد و مصريان حلب را بگرفتند و از نو ميان دو گروه صلح شد با همان شرايط كه با اخشيد شده بود بجز باج كه از ميان رفت . بدينسان كار نفوذ سيف الدوله بالا گرفت تا آنجا كه ديديم معز الدوله بويهى وساطت او را درباره ناصر الدوله پذيرفت و با او صلح كرد و مالى را كه ناصر الدوله بايد ببغداد فرستد سيف الدوله ضمانت كرد . بدوران سيف الدوله با روم شرقى جنگ بسيار بود گويند او چهل بار بر قلمرو روميان هجوم برد كه گاهى شكست خورد و گاهى فيروز شد . بسيارى جنگهاى حمدانيان با روم شرقى در قلمرو مسلمانان بود يك بار نيز سيف الدوله بر زبطره و عرقه و ملطيه و اطراف آن هجوم برد و كشتارها و غارتها كرد . آنگاه راه دربند موزار گرفت و قسطنطنين ابن فردس را كه حاكم شهر بود فرارى كرد و بسيار كس از مردان وى را بكشت و از فرات گذشت و در سرزمين روم شرقى پيش رفت تا بمرعش رسيد كه عمده قواى قسطنطنين در آنجا بود و همه را تارومار كرد و قسطنطنين را اسير گرفت و اين حادثه سخت بزرگ بود و شاعران در وصف آن سخنها گفتند . از آن پس سيف الدوله ميخواست در سر حد روم قلعهاى بزرگ بسازد كه روميان اين كار را ناخوش داشتند و سپاهى بزرگ به سالارى فردس دمستق بفرستادند و سپاه سيف الدوله را در ميان گرفتند ، امير حمدانى خطوط دشمن را شكافت و بطلب سردار رومى همى بود ، فردس فرارى شد و مسلمانان داماد و نوه او را باسيرى گرفتند و بسيار كس از روميان را بكشتند . بدوران سيف الدوله عالمان و شاعران نامى چون ابو الفتح عثمان بن جنى نحوى و ابو الطيب متنبى بودند از حمدانيان نيز كسانى بسخنورى و شاعرى شهره شدند چون ابو فراس حمدانى پسرعموى سيف الدوله و برادرزاده وى حسين پسر ناصر الدوله ،